Whispering Cherry Blossoms
23 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه

همین که رفتند به یاد روزهای بی دغدغه موسیقی بی کلام گذاشتم و هوس نوشتن کردم. ولی وب لاگی نبود. هیچ شبکه ی اجتماعی ای هم نبود. facebook که سال هاست برای ما درش تخته شد. به اینستاگرام و فضای مسموش عادت کردیم که آن هم قبل از بسته شدن همه چیز، خودم بستمش! مانده بود همین وب لاگ نویسی که نمیدانم چند روز است که جا ماندم از نوشتن. آخرین پستم را با کلی حرص و بغض و گریه نوشتم و با خودم عهد بستم تا پایان جنگ نظرات را نخوانم. بر عهد خود ماندم ولی نه از روی اختیار بلکه از سر جبر.
و اما امروز که هوا بین بهار و تابستان گیج شده وقتی کتاب مقرارت ملی ساختمان را برداشتم و صدای جیغ و بازی بچه ها از کوچه پشتی می آمد، به جای آن که در دلم سودای خواندن پدافند غیرعامل باشند، نوشتن چند خطی روزانه بود. آخرین تلاشم را برای دیدن وب لاگ قبلی ام کردم و خیر... بلاگ اسکای هنوز بسته بود. و پس از چله نشی برای از دست دادنش تن به خیانت دادم و با خودم عهد بستم تا روز باز شدن دوباره اش اینجا بنویسم.
عکس نوشت: باید هوس نوشتن و عکاسی رو یک جا پاسخ می گفتم.